أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

4

قانون ( فارسى )

مىرسد و به وسيلهء يك زردپى به حجاب مىپيوندد . زردپى ربطدهنده كمكى مرى را بلند مىكند تا بر آن قسمت از رگ بزرگ كه از داخل حجاب مىگذرد فشارى وارد نيايد . در اين بلند شدن مرى حكمتى ديگر هست . گو اينكه عصبى كه با مرى در سرازير شدن همراه است ، پيچ‌وخمى را در راه سفر ببيند و از آسيب دراز كشيدن مستقيم محفوظ باشد ، آسيب وقتى متوقع است كه سنگينى براى معده رخ دهد . هرگاه مرى حجاب را پشت سر گذاشت و از حجاب رد شد ، به آن اندازه كه اول و در بالا به سوى راست كج شده بود ، اين‌باره به سوى چپ مىگرايد . اين گرايش مرى به سوى چپ هنگامى است كه مرى از برابر مهرهء دهم به سوى مهرهء يازدهم و دوازدهم روى آورده است . بعد از آنكه در حجاب نفوذ مىكند ، شروع به پهن شدن مىكند و باز مىشود و همچون دهانى كه براى معده باشد مىماند و آن را اصطلاحا دهانهء معده مىنامند ، كه در نهايت جرم گشاد و فراخناى معده خودنمايى مىكند . آبشامهء آستر مرى از بالا به پايين فرقهايى دارد . آنچه در بالاست نسبت به قسمتهاى ديگرش كه سرازير شده است ستبرتر و گشاده‌تر است ، زيرا راهرو چيز سخت است . قسمت بالايى غشاى آستر از قسمتى كه از اول روده‌ها مىگذرد سخت‌تر است . همين غشاء كه آستر معده مىشود ، حالت ميانه در ستبرى و تنكى دارد . قسمت نرمتر غشاء آن است كه در دهانهء معده مىباشد و آنچه در سرآغاز روده‌هاست نرمترين قسمت است . اين آبشامهء آستر مرى از آبشامهء پوشندهء دهان آمده است و به آخرين نقطهء معده رسيده است . ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا ؟ اين يكپارچگى و اين راه‌پيمايى طولانى براى چيست ؟ 1 - تا عمل جذب و كشيدن از دهان به سوى پايين بدون وقفه و درنگ صورت پذيرد . 2 - تا در وقت بلعيدن - كه مرى بايد بلعيده را پايين بكشد - در بلند شدن حنجره مددكار باشد . اگر به دقّت تحقيق كنى ، مىدانى كه مرى جزئى از معده است و از بالا تنگ است و به تدريج گشاد مىشود تا به معده مىرسد . هر دو طبقهء آبشامهء مرى همانند دو طبقه آبشامهء معده هستند . طبقهء نزديك‌تر به مرى بيشتر به آبشامه مىماند و ليفهايش راه را به درازا مىپيمايند و طولانى قرار گرفته‌اند . طبقهء خارجى از اين دو طبقه ، هرآنچه كه از مرى دور تر است ، گوشتين و ستبر بوده و ليفهايش در پهنا قرار دارند و پهناورند . اين غشاء بالايى از آن قسمتى كه براى معده خلق شده است گوشتالوتر است ، ليكن جزئى از آن است كه در معده است و در وضعيّت و پيوستگى يكى هستند . امّا آن قسمت از غشاء كه در قسمت سرآغاز روده‌هاست ، جزئى از معده نيست ، ليكن از نزديك با معده پيوستگى دارد . اين بيگانگى غشاء سرآغاز روده‌ها ، سبب شده است كه مرى در آنجا شروع به تنگ شدن تدريجى نمىكند . طبقات آبشامهء سرآغاز روده‌ها نيز همانند طبقات معده